من و تو - تاریخ: 1391/10/9 ساعت: 5:55
من و باران، من و دریا، من و تومن و شببو، من و فردا، من و تودوباره عاشقی را میسراییممن و مجنون، من و لیلا، من و توEXparsbloger.comEXhttp://divdarreh.blogfa.com/post-137.aspxمن و تو
دوست داشتن - تاریخ: 1391/10/9 ساعت: 5:55
دوست داشتن تنها چیزیه که نوبتی نیستپس خارج از نوبت دوستت دارمEXparsbloger.comEXhttp://divdarreh.blogfa.com/post-138.aspxدوست داشتن
نزاع مورچه با خدا - تاریخ: 1391/10/9 ساعت: 5:55
در میان دشت سر سبز و بزرگزندگی می کرد یک مور ضعیفنا توان و کوچک و دل خسته بوددست و پای کوچکش ریزو نهیفروزگاری رفت دنبال غذا دانه ای زیر درخت افتاده بودشادو خندان گشت ان مور سیاهچون خدا بر او غذایی داده بودبا هزاران رنج و بدبختی گرفتبا دو چنگش گوشه ان دانه رارهسپار خانه شد در ان زمانتا که ارد روزی کا...
چه کنم با دل خویش؟ - تاریخ: 1391/10/9 ساعت: 5:55
چه کنم با دل خویش؟؟!!آه آه از دل من که ازو نیست به جز خون جگر حاصل منزانکه هر دم فکند جان مرا در تشویشچه کنم با دل خویش؟چه دل مسکینیکه غمین می شود اندر غم هر غمگینیهم غم گرگ دهد رنجش و هم غصه میشچه کنم با دل خویش؟در دلم هست هوسکه رسد در همه احوال به درد همه کسچه امیری متمول چه فقیری درویشچه کنم با د...
برگی ازیک نوشته - تاریخ: 1391/10/9 ساعت: 5:55
پشت سرم حرف بود حدیث شد! میترسم آیه شود! سوره اش کنند به جعل! بعد تکفیرم کنند قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی .کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم . اشکهایی را بریز که من ریختم . دردها و خوشیهای من را تجربه کن .سالهایی را بگذرا...